متن موزیک
از این تصویر سر درگم از این تکرار میترسم از این سد قطور شهر از این دیوار میترسم تو از عمق نگاه من تو از این چهره میترسی ولی من از هجوم این شب غم بار میترسم درونم مملو دریا و شعرم مثنوی هاییست چه بغض آلودم از این آثارمی ترسم درون ذهن سنگینم سگان هار میبینم من از دندان خونین سگان هار میترسم به دیوار دلم هر شب سیاهی مشت می کوبد من از هجم عظیم این همه آوار میترسم تو میگفتی که میمونی چه حرف بی سر انجامی همان لحظه تو را گفتم از این گفتار میترسم برایت شعر میگویم ولی آن را نمیخوانم از این بابت که روحت را دهم آزار میترسم به خود گفتم تو را زیبا دگر هرگز نمیبینم به آدم می رسد آدم از آن دیدار میترسم میترسم میترسم میترسم میترسم
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.