فرض کن

شایان امینی

00:00 00:00

متن موزیک

با یقین پیش نرفت عاقبت تردیدمخو گرفتم به قفس خواب پریدن دیدم خواب آشفته اگر قابلِ تعبیر نب ود از کسی پرسشِ بیهوده نمی‌پرسیدم خواب دیدم که زمین تشنه به فریاد آ مد من شدم ابرِ سیاهی و بر آن باریدم پشت دوازه‌ی این شهر اجل خوابیده پس دگر بی‌جهت از مرگ نترسانیدم بِگُذارید بمیرم که اگرچه عمری‌ست شادی گریه کردم، و به هنگام عزا زنده در گورِ مصیب‌زدگان خوابیدم این جهان جای عجیبی‌ست به وقتِ رقصیدم راز این خانه نفهمید و نمی‌فهمد کس من هم اندازه‌ی این نکته فقط فهمیدم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.