غمزه

سام گوهربین

00:00 00:00

متن موزیک

من خود برای خود شبیه قوم تاتارم بیش از همه از خود رسیده به خودآزارم از دری وارد شد از هر جا فراری شد ذهن چموش در به در تحیلیلگر بارم ذهنم دچار اختلال سهمگینی بود وارونه میدیدم جهان را توی افکارم بردار بسته منطقی با چفت و بست عشق حفظ تعادل رقص واژی بود دستارم فریاد بی پروا زدی که از تو بیزارم من میشنیدم روی ذهنم دوست دارم چیزی نمیگویم به نوعی خیشتن دارم اما نمیدانی چه میزان دوستت دارم دارد عذابت میدهد خوبی نمیدانی موزیک مشهوری همیشه روی تکرار است بد میشدی اما غزل میگفتم از عشقت بی حد عسل میسازم آن زنبور خر کارم میخواستم انگار این بشنوم از تو لب میزدی روی صدای ذهن بیمارم قلبم طلاقی غم و نوعی غرور خاص سیلوی دردم درد درد غم بارم فریاد بی پروا زدی که از تو بیزارم من میشنیدم توی ذهنم دوستت دارن چیزی نمیگویم به نوعی خیشتن دارم اما نمیدانی چه میزان دوستت دارم فریاد بی پروا زدی که از تو بیزارم من میشنیدم توی ذهنم دوستت دارن چیزی نمیگویم به نوعی خیشتن دارم اما نمیدانی چه میزان دوستت دارم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.