متن موزیک
خبر داری که خاندایی فرمونو با چاقو زدن دوباره باز حرومیا با هم به میدون اومدن چشماتو وا کن خاندایی من قیصرم داشآکلم که گرد و خاک کوچهها نشسته روی کاکلم کاری نداشتم به کسی ببین چجوری زدنم یه بغضی مونده رو دلم زخمی نشسته به تنم خدا، مادر، وطن بزن زنگو بزن غمت به جون من وطن، وطن، وطن سینه ما یه عمره که تشنهی دشنه خوردنه غمت نباشه تا ابد این خونه ناموس منه هنوز توی خونهی ما مرد و زنا پشت همن واسه یه قطره اشک هم از هرچی دارن میگذرن خدا، مادر، وطن بزن زنگو بزن غمت به جون من وطن، وطن، وطن
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.