آشتی

رضا قره گزلو

00:00 00:00

متن موزیک

ی بار دیگه با دستای خورشید ی روز تازه رو از نو شروع کن توو چشماش زل بزن با خنده مثل خودش توو چشماش زل بزن با خنده مثل خودش توو قلب تاریکی طلوع کن هوای تازه رو دعوت کن این بار به آغوش نفسات شادشون کن چه حرفایی که توو سینه داری ببند چشماتو و آزادشون کن ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن نذار دیروز ببنده دستو پاتو یاکه فردا گم کنم خوشبختیاتو بذار دستاتو توو دستای امروز که تنها اونه که داره هواتو ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن ببر از خاطرت دیروز و این بار هراس سایه ی فردا رو ببر بیا با لحظه لحظت آشتی کن ی امروزو توو لحظه زندگی کن

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.