متن موزیک
منم اون دربه در غربت شب که کسی راهی به من نشون نداد تو هجوم رخوت تنهاییام دست گرمی به من آشیون نداد من پر از شوق پریدن بودم قسمتم ماه منو آسمون نداد میتونستم تا به خورشید برسم سهم بی رحم قفس امون نداد ابرای آسمونا دست تو بود شنای جاده پرید تو چشم ما با کویری که واسم ساخته بودی حسرت چشمه برام مونده به تن فصل بارونو همش صدا میزد این دل ساده و خوش باور من خنجر زخمامو تو دست تو دید به خیالش تویی یاور من حالا من بعد یه عمره آرزو شوق پرواز و ره بسته ی شب با دل زخمی همون مسافرم تو همون غربت خسته ی شب ابرای آسمونا دست تو بود شنای جاده پرید تو چشم ما با کویری که واسم ساخته بودی حسرت چشمه برام مونده به تن فصل بارونو همش صدا میزد این دل ساده و خوش باور من خنجر زخمامو تو دست تو دید به خیالش تویی یاور من
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.