آرزوی تو

رهاو

00:00 00:00

متن موزیک

بی تو شب‌های زیادی تا سحرگاه آمدم عقل را در خواب کردم با دلم راه آمدم بوی باران و زمین خیس و رنج زندگی شانه‌های ناتوان از محنت دلدادگی حسرت دیدارت آمد بر گلویم حلقه بست داغ صدها گفتگو بر این دل تنگم نشست زیر باران شسته بودم دست از هر چه که بود گرچه در آن حال هم جز آرزوی تو نبود بی تو بودن‌های طولانی نمی‌آید به من دوریت شد شعله و چون شعله آتش زد به من شعله‌ام شد دود بی‌رنگی میانِ بادها رفتم از یاد تو و رفتم دگر از یادها پیله از دامِ خودش بیرون شد و پروانه شد یکنفر مانند من در دامِ خود دیوانه شد

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.