سرود آزادی

پوریا اخواص

00:00 00:00

متن موزیک

چه دانم! نیستم؟! هستم؟! ولیک این‌مایه می‌دانم چو هستم، نیستم ای جان! ولی چون نیستم، هستم چنان از حال‌ِ خود بیزارم و از زاری‌ام سیرم که در بین‌ِ نبودنْ بودنم، هربار بشکستم مرا از آن رهِ بی‌دَر، بُرونم بَر به آزادی که چون ققنوس بی‌تابی، به قصدِ ترکِ جان هستم به بازارِ غمِ هستی، غروبِ عشق بفروشم خریدارِ طلوعِ عشقم و دُکّانِ شبْ بستم نمازِ وصل را در دوزخِ یادِ تو می‌خوانم از آن‌ روزی‌ که پیوستی به من، از خویش بگسستم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.