متن موزیک
وقتی که تیغای به خون تشنه در عرصه در شمار نمیآیند در زمرهی جماعت سرکرده جز قوم نابکار نمیآیند مردان مرد نیمه شب عشرت تا رقص خون و حنجره می بینند هنگام آمدن به خود از راهی جز از راه الفرار نمیآیند مردان نامهای دهان پرکن از بیم خون ولو زسر ناخن با حکم عقل و مصلحت اندیشی اطراف این قمار نمیآیند شب مست و سرخواشانه سری دارند لبهای از گناه تری دارند هرچند روز روشنشان هرگز در جمع می گسار نمیایند شیرافکنان حرمله مسلک آه آنجا که پای زر به میان آمد دیدیم بی گمان سر سوزن راه با طفل شیرخوار نمیآیند ای رهروان مست به شب خورده آه ای پیاده های رکب خرده آنان که از قبیلهی خورشیدند با غیر ذوالفقار نمیآیند در جنگ بین نیزه و قرآن ها معلوم شد حقیقت انسان ها دشداشه های جای زره بر تن در جنگ ها به کار نمیآیند
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.