متن موزیک
لیلای من من چو مجنون گشته ام دیوانه ات جانم تویی شمع سوزانی و من پروانه ات مهمان کن این خسته را به خواب روی شانه ات من ربودی عقل و هوشم دوباره در جوش و خروشم مرا دگر به باده حاجت نیست از آن رو که خواهم از شراب چشم تو بنوشم بنوشم بنوشم وابسته ام به تو چو گل به بوی خود چشمان تو کشد مرا به سوی خود دل کنده ام ز هر چه غیر عشق تو شاید تو دعوتم کنی به کوی خود خود را ز تو دمی جدا نمیکنم با تو به گریه اعتنا نمیکنم حتی اگر مرا ز خود رها کنی میمانم و تو را رها نمیکنم
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.