داستان من

محسن اهرابی

00:00 00:00

متن موزیک

این همون نیمکت ماست توی کنج تو پارک ساعی بی تو چقدر سرده دستام یخ کرده همه جا پر شده از گلای رنگا به رنگ همشون دارن میگن ای کاش برگردی فکر میکردم که تو باید مثل یک موم تو دستم تغییر شکل بدی و اونی که میخوام بشی بیشترش بچه بودم که فقط خودم رو دیدم نگرفتم که تو هم تا یه جایی میکشی تا یه جایی میکشی ندیدنم باعث شد فرشته ای زیبا مثل تو منو رها کنه و از زندگیم خارج شه ندیدنم باعث شد فرشته ای زیبا مثل تو منو رها کنه و از زندگیم خارج شه داره قدم میزنه زندگیم زیر بارون وقتی کنارش کسی جز من هست با اون داره قدم میزنه زندگیم زیر بارون وقتی کنارش کسی جز من هست با اون خواستم که اعتراف کنم اینجا من موندمو یه عمر پشیمونی فرصت برای عذرخواهی نیست خواستم فقط تو حالم رو بدونی ای کاش همیشه کنارش شاد باشی بتونه احساستو از چشات بخونه ای کاش خوشبختت کنه تا بی نهایت برعکس من قدر حضورت رو بدونه برعکس من قدر حضورت رو بدونه ندیدنم باعث شد فرشته ای زیبا مثل تو منو رها کنه و از زندگیم خارج شه داره قدم میزنه زندگیم زیر بارون وقتی کنارش کسی جز من هست با اون داره قدم میزنه زندگیم زیر بارون وقتی کنارش کسی جز من هست با اون

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.