پایان پاییز

محمدرضا منصوری

00:00 00:00

متن موزیک

مرا جادوی لبخند تو عاشق بار آورده زدم فالی و حافظ هم تو را انگار آورده زدم فالی و حافظ وعده ی دیدار آورده صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار اورده »» تو‌شادی را بیاور در شب یلدای غمگینم مگر در چشمهای تو به غیر از عشق می بینم تو ایمان منی در روزهای تلخ و و‌شیرینم به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم مرا آرام کن ای رسم گیسویت پریشانی مرا بیدار کن از خواب این شبهای طولانی من اینجایم تماشایت کنم حافظ که می خوانی هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی تو‌با من باش شاید قدر یک‌شب کم شود دردم تو‌ با من باش اگر پایان پاییزم اگر سردم که جز در چشم تو دنبال آرامش نمی گردم «تو را می‌بینم و میلم زیادَت می‌شود هر دَم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.