بنده عشق

محمد حشمتی

00:00 00:00

متن موزیک

فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلشادم بنده‌ی عشقم و از هردو جهان آزادم طائر گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق که درین دامگه حادثه، چون افتادم من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد، درین دیر خراب‌آبادم سایه‌ی طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوای سر کوی تو، برفت از یادم نیست بر لوح دلم، جز الف قامت یار چکنم حرف دگر، یاد نداد استادم کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت یا رب از مادر گیتی، به چه طالع زادم می‌خورد خون دلم مردمک چشم و سزاست که چرا دل به جگر گوشه‌ی مردم دادم پاک کن چهره‌ی حافظ به سر زلف ز اشک ورنه این سیل دمادم، ببرد بنیادم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.