متن موزیک
دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من چون میروی بی من نرو ای جان جان بی تن نرو از چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من بی پا و سر کردی مرا بیخوابو خور کردی مرا سرمستو و خندانم ای یوسف کنعان من یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من از لطف تو چون جان شدم در خویشتن پنهان شدم ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.