متن موزیک
دلم در دام آن زلف پریشان است و میدانی دلم دور از دلت منزل گه جان است و میدانی نگاهی پریشان تر نخواهی دید میدانم که چون مویت سر و پایم پریشان است و میدانی به دیداری مرا شرمنده کن جانا که جان بی تو درون سینه چون ناخوانده مهمان است و میدانی به دیداری مرا شرمنده کن جانا که جان بی تو درون سینه چون ناخوانده مهمان است و میدانی از سردی سوختمت آتش عشقو چه خورسندم که راز عشق من از خلق پنهان است و میدانی غلط کردم خطا کردم که گفتم دوستت دارم از این گفتم سر و پایم پشیمان است و میدانی به دیداری مرا شرمنده کن جانا که جان بی تو درون سینه چون ناخوانده مهمان است و میدانی به دیداری مرا شرمنده کن جانا که جان بی تو درون سینه چون ناخوانده مهمان است و میدانی
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.