پدر پسر

مهدی ایوبی

00:00 00:00

متن موزیک

ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترشه پسری که پدرش من بودم که زن سابق من مادره با تمام حسرتش زل میزنه به غروب جمعه ی این خونه بچه ای که با همین سن کمش همه ی قصمونو میدونهنه تنهایی سمت اتاقش نمیره حتی از تخت خودش میترسه مدرسه براش جهنم شده از همکلاسیهای خوشبخت خودش میترسه پسرم سر کلاس نقاشی خودتو گوشه ی پاییز نکش وقتیکه نوبت خانواده شد منو این همه غم انگیز نکش منه خودخواه فقط میخواستم مقصد راه نرفتم باشی پسرم کی فکرشو میکرد تو هدیه ی آخر هفتم باشی لحظه ای که دست به دستت میکنیم کی میدونه که چیا توو سرته مثل من شبا برات قصه میگه اون که توو زندگی مادرته تورو مثل پسرش دوس داره اون که توو زندگی مادرته پسرم سخترین کار جهان درک دیوونگی مادرته ترسم از اینه که خاطراتمون آخرین حلقه ی ارتباطمون گم شه توو زندگی تازه ی تو آرزومه وقتی میپرسم ازت شوهر مادرتو دوس داری بگی بابا نه به اندازه ی تو ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه ساکشو دستای کوچیکش بست من حواسم به چشای ترمه زنگ در که میخوره بی لبخند میگه وا نکن درو مادرمه

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.