تهران

مسعود منصوری

00:00 00:00

متن موزیک

بازم تهران و حال بدتر از قبل هوا با طعم دود و قلب پر درد آبی زلال و پاک غریبه از این احساس خوب اون بی نصیبه توی چشماش پر از اندوه و دوده نگاهش تیره و تار و کبوده روی قلبش نشسته سرب سنگین دلش از این سیاهی ها چه غمگین نفس حبسه تو سینش چون هوا نیست کسی تو فکر خواب بچه ها نیست نقاب و ماسک به جای عشق و لبخند دیگه بارون و باد واسش دوا نیست دیار سرب و خالی از پرنده به این تقدیر و این مردن میخنده شب و روزاش پر از دود و غباره نه خورشیدو میبینه نه ستاره نفس حبسه تو سینش چون هوا نیست کسی تو فکر خواب بچه ها نیست نقاب و ماسک به جای عشق و لبخند دیگه بارون و باد واسش دوا نیست

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.