کاشکی

ماکان قشقایی

00:00 00:00

متن موزیک

کاشکی یه شب بارون بگیره ‎تو پشتِ شیشه جا بمونی ‎از همه قرارات دور بمونی ‎کاشکی یه شب موقعِ خواب ‎اسمم بیاد رو لبت باز ‎همون اسمی که هر دفعه ‎می‌گفتیش با ناز ‎کاشکی هنوز اون کافه‌ی سرد ‎بویِ قرارِ ما رو بده ‎اون گوشه، کنارِ دیوار ‎بویِ خاطِره‌هامونو بده ‎کاشکی تو هم مثلِ خودم ‎با هر آهنگ بریزی ‎دود بشی تویِ شب و ‎دورِ خودت بپیچی ‎کاشکی یه بار این شهرِ شلوغ ‎مارو به هم نزدیک کنه ‎تو خسته شی از هر کسی ‎دلت هوایِ من کُنه ‎کاشکی هنوز وقتی کسی ‎اسمم و آروم میاره ‎تهِ دلت بِلَرزِه ‎قلبت یهو کم بیاره ‎کاشکی بدونی این دلِ من ‎از رفتنت پیر شده آروم ‎مثلِ چراغِ آخرِ کوچه ‎کم‌ سو ...شده ‎کاشکی یه شب زنگ بزنی ‎وقتی همه خوابیدن ‎بگی هنوز بعدِ این همه ‎دلت برام تنگ شده ‎کاشکی ‎تو رفتی و بعدِ رفتنت ‎این خونه ساکت‌تر شده ‎حتی صدایِ ساعَت ‎انگار ازم دلخور شده ‎کاشکی هنوز اون پیرهنت ‎بویِ تنِ منو بده ‎ هر بار بپوشیش یه بُغض ‎آروم گلوتو بگیره ‎من بعدِ تو هر شب شدم ‎یه کافه با نورِ کم‌رنگ ‎پُر دود و پُر موزیکِ تلخ ‎پُر از آدمایِ داغون ‎کاشکی یکی از این شبا ‎دستات از یادم بره ‎من هرکیو بغل کردم ‎فکرت از بین نمیره ‎کاشکی یه شب از خستگی ‎دلت بگیره از همه ‎برگردی و آروم بگی ‎هیچکی شبیهِ تو نشد..... نه ‎کاشکی یه شب این فاصله ‎از بینِ ما رد بشه باز ‎تو زنگ بزنی، منم فقط ‎ساکت بمونم… آخرش بهت بگم عاشقتم باز ‎کاشکی یه شب زنگ بزنی ‎وقتی همه خوابیدن ‎بگی هنوز بعدِ این همه دلت برام تنگ شده

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.