لعنتی

خشایار عباسی

00:00 00:00

متن موزیک

روزی که بارون بباره تو صدای تو گم این پرسه های بیخودی میدونستی با رفتنت این لحظه های شیرینو میکشی لعنتی تو که می دونستی بری راهی واسه برگشت نیست التماست کردم بمون خودت رفتی و برگشتی انتظار چی داری این دل دیگه شبیه قبلا نیست لعنتی وقتی دلت از آدما گرفته پس میزنن تو رو انگار جهان رو غم گرفته یادت نره تو بودی دلخوشی من حقم نبود اینجوری جا بزاری قلب منو سوزوندی هرچی بوده و داشتمو ای دلیل زندگی من وقتی تو اومدی اینجا دور آدما خط کشیدم اینجا اکسیژنش کم بود با اسم تو نفس کشیدم چی میدونی چی کشیدم لعنتی لب دریای شمال رو چجوری تو یادت نیست حالا که میخوای بری برو کسی جلودارت نیست همین که باهام سردی دنبال بهونه میگردی دیگه چاره نیست وقتی دلت از آدما گرفته پس میزنن تو رو انگار جهانو غم گرفت یادت نره تو بودی دلخوشی من حقم نبود اینجوری جا بزاری قلب منو سوزوندی هرچی بوده و داشتمو ای دلیل زندگی من لعنتی لب دریای شمال رو چجوری تو یادت نیست حالا که میخوای بری برو کسی جلودارت نیست همین که باهام سردی دنبال بهونه میگردی دیگه چاره نیست

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.