حرفی نداشتی

هومن جوادی

00:00 00:00

متن موزیک

با خنده پیشت اومدم با آه رفتم از عشق گفتم با بد و بیراه رفتم از بالا می بینی منو انگار نه انگار که با طناب تو توی این چاه رفتم از بس که هیچ حسی به جز رفتن نداشتی این آخرا حرفی دیگه با من نداشتی وقتی دو تا آدم با هم حرفی ندارن کم کم برای هم دیگه حرف در میارن حرف در میارن نسبت بهت میخواستی بی احساس باشم اما نتونستم نمک نشناس باشم خواستی فراموشی زیاد یادت نیوفتم اما نشد بارون بیاد یادت نبودم تنهایی دلخوشیت با چیت باشه یعنی فقط یه قهوه روی میز باشه تنهایی عصر جمعه توی خونه باشی یعنی خیلی منطقی دیوونه باشی از بس که هیچ حسی به جز رفتن نداشتی این آخرا حرفی دیگه با من نداشتی وقتی دو تا آدم با هم حرفی ندارن کم کم برای هم دیگه حرف در میارن حرف در میارن

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.