متن موزیک
دردی است حالمو نگیر جانمو تو را کجا دگر بجویم پاییز آمدو دوستت دارمو هنوز همانیم که بودم چگونه بعد تو کنار دردتو بشینم و بگیرم آرام خدای من بگو ز درد من به او که بعد اون نشد دل آرام مگر قرار ما نبود که بعد از آن که تا ابد جدا نمانیم بهانه ساختنت ز دل به یار دادنت سبب بشد جدا بمانیم جانم دست توست قلبم مست توست تو گر همان شوی که عاشقش شوم در آرزوی عشق شقایقش شدم محال بگذرم ز جسم و روح تو که عاشقانه با تو هستم چگونه بعد تو کنار دردتو بشینم و بگیرم آرام خدای من بگو ز درد من به او که بعد اون نشد دل آرام مگر قرار ما نبود که بعد از آن که تا ابد جدا نمانیم بهانه ساختنت ز دل به یار دادنت سبب بشد جدا بمانیم
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.