متن موزیک
در لحظه ی دیدار تو این قصه رقم خورد آن وقتی که چشمان تو هوش از سر من برد غم در دل من مرد غم در دل من مرد از آن خودم نیستم آرام ندارد خواهم در دست تو من جان بسپارم وای از دل زارم وای از دل زارم ای ماه ترین یار دلخواه ترین یار این عشق مارو در دل نگه دار شیرین زبانی به آتش کشانی آرامش جانی را که دادم به دستت ای موی پریشان ازم روی مگردان از تو که چه پنهان شدم عاشق و مستت حساس ترین یار پیداس که اینبار تویی خاص ترین مورد دنیای درونم از دست تو بیمار شدم محو تو انگار از عشق تو بیخود ز خود بیرونم
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.