زیبای بی رحم

فرزاد صادقی

00:00 00:00

متن موزیک

می‌رود پای من سمت آن در ولی من قرارم نمی‌ماند عقل از دل چه می‌داند؟ بدروغ می‌شوم باز نصوان او نام من را نمی‌خواند. عقل از دل چه می‌داند؟ می‌روم بی‌انتها مقصدم تا نا کجا قلب من بی ما شد آمدم تا سمت تو باز برگردم ولی هر دری دیوار شد بی‌رحمانه زیبایی تو مثل خواب و رویای تو دستم خالی از دستانت دوری دوری فدای تو بی‌رحمانه زیبایی تو مثل خواب و رویای تو دستم خالی از دستانت دوری دوری فدای تو. نگار خسته تویی دل شکست منم که در فراق تو چسبید وصله‌ها به تنم ز حسرت رفتن تو شب شده روزم خزان شده فصلم قفس شده وطنم بی‌رحمانه زیبایی تو مثل خواب و رویای تو دستم خالی از دستانت دوری دوری فدای تو. بی‌رحمانه زیبایی تو مثل خواب و رویای تو دستم خالی از دستانت دوری دوری فدای تو

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.