متن موزیک
در غروبی ساکت و سرد میزنم ساز رهایی از تموم قید و بند ها از این زندگی خالی از یه عشق نیمه جونی که فقط تنها ترم کرد من و به دنیا سپرد و اسمشو ازم جدا کرد کوچه بی توسرد و تاریک نا امید از دیدن توست روی پیرهن سیاهش رد پای رفتن توست پنجره بازه ولی من پر پروازی ندارم وقتی شب میشه دوباره خاطره هاتو میبارم من ديگه دلم نميخواد جلوي تورو بگيره وقتي حاضري بسوزم تا دلت اروم بگيره ديگه انگيزه ندارم بيام دنبال رد پاهات توي اون جاده برفي که همه چي زير برفها رنگشو باخته به دنيا واسه من ديگه تموم شد ارزوي داشتن تو ديگه ارزشی نداره بودن و نبودن تو برو با خيال راحت هرجا دوست داري و ديگه نگران نباش يه موقع چشم من تورو ببينه
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.