متن موزیک
روزگارِ اَر چنینی زیتری رو… کشتمه درد دل و تاریکی شو! درد دل، غم پشتِ غم، داغ وِ سر داغ… دسِ تالو اِشگنا کُل داریا باغ! بی هِلارو باغِ سوزِ دسبراری… چشِ تر سی باغوو مَن یادگاری! برای این سرزمین در غم فرورفته… برای جانهای شیرینِ ازدسترفته! برای مردمانِ خسته… برای داغهای بر دل نشسته! برای باغهای درهمشکسته… برای این روزگار سختگذر! برای در خاکِ خود غریبانِ دربهدر… برای خشکیدن چشمههایِ دشت! برای ازدسترفتگانِ بیبرگشت… نشستیم و ساختیم و نواختیم! تا شاید… دردِ مشترک این روزهایمان را! مرهمی باشد هرچند کوچک…
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.