متن موزیک
از سوز دل راز درونم خبری نیست هم بستر آغوش شب آواز بنان است آتش به سرم فکر تو را با تو غزل انداخت در پشت نگاه تو چقدر شعر جوان است سهم دل من از تو فقط یک هیجان است ای آه از این دل که هنوزم نگران است درد است که بر شانه ی آواره بدوشم آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است یک بوسه بده از لب شیرین و اناریت گل کردن این باغ فقط کار زمان است شاعر شده ام تیر به قلبم بزنی تو عاشق شده ام کار تو ابروی کمان است سهم دل من از تو فقط یک هیجان است ای آه از این دل که هنوزم نگران است درد است که بر شانه ی آواره بدوشم آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.