برای چشمهایت

اشکان نوایی و پدرام نیک آیین

00:00 00:00

متن موزیک

به دریا شکوه بردم از شب دشت وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که میگفتم همه خویش سری میزد به سمبل باز میگشت لب دریا نسیم آهنگ شکسته ناله های موج بر سنگ اگر دریا دلی دارد که مار چه طوفان است در این سینه ی تنگ نه آن دریا که شعرش جاودان است نه آن دریا که لبریز از ترانست به چشمانت بگو بسپار ما را به آن دریا که ناپیدا کران است به چشمانت بگو بسپار ما را به آن دریا که ناپیدا کران است خروش خشم طوفان است و دریا بهم میکوبد امواج و رها را دلی از سنگ میخواهد نشستن تماشای هلاک موج ها را لب دریا غریبه موج و هولا فرو پیچیده شب در باد نم نم نگاه ما در آن هفت تاریک نگاه ماهی افتاده برخاک نه آن دریا که شعرش جاودان است نه آن دریا که لبریز از ترانست به چشمانت بگو بسپار ما را به آن دریا که ناپیدا کران است به چشمانت بگو بسپار ما را به آن دریا که ناپیدا کران است چه راه دور در ساحل شکفته منو دریا دو همراز نهفته همه شب گفت دریا قصه با ما دریغا حرف من حرف نگفته همه شب گفت دریا قصه با ما دریغا حرف من حرف نگفته

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.