شهر خاموش

ارسلان میردادی

00:00 00:00

متن موزیک

میگذرن ثانیه های سرد روبروم بن بستو دیواره گم شدم تو ازدهام درد مرهمم وعده ی دیداره گم شدم تو شهر خاموشو پی نوری از تو میگردم یادمه همین حوالی بود فانوس چشماتو گم کردم من از تنهایی میترسم کسی بعداز تو بامن نیست دیگه بعداز تو هیچ راهی به سمت خونه روشن نیست به این خاموشی درگیرم به این عقربه ها خیره یه ادم توی این دنیا مگه چندبار میمیره نگو دیدار ما در خواب نگو پایان راه اینه نگو فرصت بودن نیست که وزن تنهایی سنگینه از این فاصله میترسم از این ثانیه بیزارم که جات هروعده ی دیدار یه قاب عکس میزارم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.