یک مزرعه گندم

امیر قاسم صدقی

00:00 00:00

متن موزیک

ما گوش به زنگ رعد و باران ما چشم به راه نو بهاریم آیینه و آب روزی ماست از لطف خداست هرچه داریم پاک است هوای سینه‌ی ما آیینه‌ی چشم ما زلال است از پینه‌ی دست و تاول پا پیداست که نان‌مان حلال است ما دانه‌‌های معرفتیم و به دست دوست باید چهار فصل در این خاک سر کنیم یک روز در بهار قیامت به امر عشق با شوق آفتاب سر از خود به در کنیم هر دانه که در خاک فرو رفت یک مزرعه از خاک برون شد با بارش ابر سر بر آورد از یورش باد سرنگون شد یک مزرعه گندم از جُوی مهر از گندم قهر، جو در آید ما دست به خاک اگر گذاریم با لطف خدا طلا بر آید ما دانه‌‌های معرفتیم و به دست دوست باید چهار فصل در این خاک سر کنیم یک روز در بهار قیامت به امر عشق با شوق آفتاب سر از خود به در کنیم

نظرات

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

هنوز نظری ثبت نشده است.