متن موزیک
رفتن تو از دل من واسه حسرتت قفس ساخت چی به جز نبودن تو چشمامو به لکنت انداخت وسط جاده ی قسمت اول قصه ی تردید اونی که رفت اونی نبود که چشمای من از تو میدید نیستی و خاطره هامون من و راحت نمیزارن بعد تو برگای تقویم روز تازه ی ندارن چی میتونه از سکوتم حسرت تورو بگیره میدونم تو رفتی اما فکرت از سرم نمیره میخوام از یادت رها شم اگه لحظه ها بزارن بی هوای تو نفسهام انگار اکسیژن ندارن برای من بی مقصد بودنت یه سرزمین شد توی مرز دستای ما فاصله دیوار چین شد نیستی و شایدم حتی من و یادت بره کم کم رد پات میمونه اما تا ابد رو ساحل قلبم وقتی نیستی تا همیشه میدونم دیگه نمیشه واسه این زندگی بازم شبیه یه زندگی شه یادته باتو چه خوب بود اما حیف هرچی که خوب بود مثل اون خورشید چشمات واسه من روبه غروب بود آخرش دیدی همون که میگفت عشقمون و میخواد همه ی زندگیم اونو چجوری به دست غم داد رفتنی نیست که بری و هواتو ازم نگیری تا چشاکم خیره به جادست از تب خونه بمیری
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.