متن موزیک
پیاده رو سوار ابرها میشود وقتی تو رویش قدم میزنی وقتی راه شیری فقط یک پیاده روست اگر تو رویش قدم بزنی دریا کنار توست دستش را با اسکله ای به سمت تو دراز کرده پشت به دریا رو به خودت نشسته ای بی پاسخی به او که نفس در سینه حبس کرده و در حال غرق شدن در توست با این سکوت کشنده کمی دیگر از او تنها چند قطره اشکه روی اسکله باقیست میخوابم و شبم را به تو میسپارم رویام را به بیداری ات به رویات تا هرچی میخواهی با آن بکن تا صبح جهان من از آن توست
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.