متن موزیک
دنیای مرا با تو درآمیخته این عشق آرامش جان را به نگاه تو سپردم از حال و هوای دل ِ دیوانه چه دانی یک لحظه تماشای تو را سال شمردم دور از تو که پایان جهان دلهره ای نیست دور از تو همه پنجره ها شبیه دیوار پس دار نکن بغض مرا حضرت زیبا انکار نکن شوق مرا لحظه ی دیدار میرفتی و این خانه به ویرانی گرفتار میرفتی که دنیا به سر من شود آوار با هر قدمت مرگ و به آغوش کشیدم با هر قدمت هر قدمت بغضمو بشمار تقدیر من از حالت چشمان تو پیداس تقصیر تو نیست این همه تنهایی که دارم من با تو از آغاز از این حادثه گفتم بیزارم از این بغض از این حال بهارم
نظرات
نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.